محمد رضا واليزاده معجزى
524
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
احترام خاصى قائل بود و مبارزات او را در راه ملى كردن صنعت نفت و اخراج انگليسها از ايران مىستود . سالار الدوله مطالبى از قيام خود برضد حكومت مشروطه نقل مىكرد كه شرح آن از روى منابع موثق در مقدمه اين مقام به عرض خوانندگان رسيد . موضوعى كه در جايى نديده بودم و از كسى نشنيده بودم ، واقعه ذيل است كه سالار الدوله براى من نقل كرد : سالار الدوله مىگفت : « موقعى كه برادرم شعاع السلطنه والى شيراز بود ، قوام الملك و وجوه اهالى بر او شوريدند . پدرم مظفر الدين شاه از من خواست برادرم را يارى كنم و شورش را بخوابانم . من هم با تجهيزات كامل جهت سركوبى شورشيان به فارس رهسپار شدم پيش از عزيمت اين شعر فردوسى را به قوام الملك و ساير شورشيان مخابره كردم : اگر جز به كام من آيد جواب * من و گرز و ميدان افراسياب مخابره اين تلگراف تهديدآميز موجب شد كه شورشيان فورا تسليم شدند . » ديگر از مطالب قابل ذكر سالار الدوله اين بود كه پس از شكست مشروطهخواهان و فرار به عراق عرب او را در بغداد مدت يكسال و نيم در جاى مرطوب تاريكى كه شبوروز چراغ پرنورى بالاى سرش روشن بود ، زندانى كردند كه در نتيجه قوه باصره او ضعيف شده بود . سالار الدوله مىگفت : پس از آمدن به عراق چمدان او را كه مملو از جواهرات و اشياء نفيسه بود ضبط كردند و مدت مديدى تا پايان زندگى خود به مقامات قضايى جهان براى اشياء و اموال از دست رفته خود شكايت نموده و نتيجهاى عايد نشده . » سالار الدوله پس از حبس و تبعيد به سويس مسافرت كرد و در آنجا با يك خانم سويسى ازدواج نمود كه در اسكندريه با وى مىزيست . همسر سويسى او بانويى نجيب و مهربان و تربيت شده به نظر مىرسيد و از سالار الدوله سه دختر و يك پسر به نام ناصر الدين دارد . دخترهاى سالار الدوله هرسه به شوهر رفتهاند و پسرش هم يكى دوبار به ايران آمده و اكنون نيز در ايران است . سالار الدوله در ايران نيز دو پسر و چهار دختر از زنهاى متعدد داشته كه يك پسر و يك دختر او فوت كردهاند . خانم سويسى نسبت به سالار الدوله بسيار مهربان و متواضع و پيوسته مراقب حال او بود . سالار الدوله نسبت به پدرش مظفر الدين شاه و جدش ناصر الدين شاه نهايت احترام را داشت و دو عكس بزرگ از آنها در سالون پذيرايى مقابل درب ورود به ديوار آويخته بود و هر وقت كه به اطاق وارد مىشد و همچنين در موقع خروج با سر احترام به آندو عكس مىنمود و حتى در موقع خروج از اطاق رو به دو عكس نموده و پس از اداء احترام از پشت بيرون مىرفت تا پشت به آنها نكرده باشد و در حقيقت بىاحترامى نشود .